مشاعره 190
آنچه درماهمه ایجاد تمنامی کرد
شیوه حالت اندام فریبای تو بود
محمدعلی عبهری گرگانی
=
دنیانیرزد آنکه پریشان کنی دلی
زنهاربدمکن که نکردست عاقلی
سعدی
=
یارب آن شاهوش ماه رخ زهره جبین
دریکتای که و گوهریکدانه کیست ؟
حافظ
=
تاعهد تو دربستم عهد همه بشکستم
بعدازتو رواباشد نقض همه پیمانها
سعدی
=
آنچه دل درخم آن زلف گره گیرکشید
نتوان گفت که دیوانه به زنجیر کشید
محمد امین ( ازل )
=
دنیاوآخرت به نگاهی فروختیم
سوداچنین خوش است که یکجا کند کسی
قصاب کاشی
=
یارب آن کعبه مقصود تماشاگه کیست
که مغیلان طریقش گل ونسرین من است
حافظ
=
تاغنچه به باغ آمد بلبل غم خودسرکر
خوش آن که تواند گفت بااهل دلی دردی
عاشق اصفهانی
=
یارب ازعرفان , مرا پیمانه ای سرشارده
چشم بینا , جان آگاه ودل بیدار ده
صائب تبریزی
=
هرجلوه که دارد زتجلای تو دارد
ای شمع مسوزان پرپروانه مارا
حسینعلی سلطان زاده ( پسیان )
=
گردآوری : . م .الف ز ائر